Friday, June 15, 2012

مرگ

روزی خواهد آمد که مرده ام ، در شبی مهتابی یا صبحی بارانی ، فرق نمی کند! فرق نمیکند در رد پاهای آن روزم دنبال چه گشته ام یا آن روز که بوده ام ...!
وشقیقه هایم آن چنان درد میکند که انگار نبض زندگیم را تکرار میکند ، جبران میکند ...!
روزی خواهد آمد...شاید سالها بعد از امروز که دیگران می گویند : مرد ! و شاید من در صبحی آفتابی در جستجوی قدمهایی بی هدف ، سالها پیش از آن در خود مرده باشم. روزی خواهد آمد...!

No comments:

Post a Comment

اگر کاربر گوگل نیستید باید به صورت ناشناس پیغام بگذارید